جیغ
بعد از دو ماه دوباره آمدم . یک ماه استعلاجی داشتم و خونه بودم با اینکه درد زیادی داشم ولی حسابی خوش گذشت هم به من هم به زینب جون . و اما بعدش که باید از هم جدا می شدیم و زندگی برمی گشت به روال عادی ........ زینب جون من جیغ جیغو شده و دوست داره من همیشه کنارش باشم ، دلم می خواد جیغ بزنم از دست جیغ های زینب !!! دلم می خواد جیغ بزنم که یه کم درد وجدانم کم بشه ، دلم می خواد جیغ بزنم که ای کاش کارمند نبودم و از اول زن خانه دار بودم ، دلم می خواد جیغ بزنم سر دو راهی ...
نویسنده :
مامان زینب
9:56


